انتخاب صفحه

الگوبرداری روش بهبود عملکرد تجارت به‌وسیله آموختن از دیگر سازمان‌ها است. این‌که چگونه عملکرد بهتری داشته باشیم تا بتوانیم بهترین موقعیت را در بازار کسب کنیم. هدف الگوبرداری درواقع بهبود بهترین عملکردهای انجام‌شده توسط دیگر سازمان‌ها است.
طبق نظر فیلیپ کاتلر، به‌طورمعمول شرکت‌ها از طریق اطلاعات ثانویه، تجربیات شخصی و شایعات، از نقاط قوت و ضعف رقبای خودآگاه می‌شوند. آن‌ها می‌توانند به‌وسیله تحقیقات اساسی مارکتینگ درباره مشتریان، تأمین‌کنندگان و خرده‌فروشان اطلاعات خود را افزایش دهند. تعدادی از شرکت‌های در حال رشد بر مقوله الگوبرداری به‌عنوان بهترین راهنما جهت بهبود موقعیت رقابتی خود تمرکز کرده‌اند.
موضوع الگوبرداری در اواخر دهه ۱۹۷۰ در ایالات‌متحده آمریکا شکل گرفت. امروزه ۹۵ درصد از شرکت‌های آمریکایی این مقوله را اجرا می‌کنند. از زمان توجه قاره اروپا به الگوبرداری، این مقوله به‌خوبی در میان کارشناسان مارکتینگ نهادینه شده است.
کوپرز ولیبراند در سال ۱۹۹۴ هزار شرکت یا همتایان آن‌ها را در پنج کشور اروپایی شامل انگلستان، هلند، سوئیس، اسپانیا و فرانسه بررسی کردند. این بررسی الگوبرداری را به‌عنوان فرایند مقایسه عملکردهای تجارت و سطوح اجرا بین شرکت‌ها به‌منظور دستیابی به دیدگاه‌های جدید و شناسایی فرصت‌ها جهت بهبود عملکردهای سازمان تعریف کرد.
این تحقیق نشان داد که بالغ‌بر دوسوم شرکت‌ها در انگلستان، هلند و سوئیس بیش از نصف شرکت‌های فرانسوی و یک‌سوم شرکت‌های اسپانیایی از روش‌های الگوبرداری استفاده می‌کنند. مقوله الگوبرداری در همه اصول عملکردهای تجاری استفاده می‌شود.

انواع مختلف الگوبرداری به شرح زیر می‌باشد:
• الگوبرداری رقابتی
• الگوبرداری استراتژیک
• الگوبرداری فرآیند
• الگوبرداری محصول
• الگوبرداری خدمت به مشتری
• الگوبرداری درونی

چگونه الگوبرداری کنیم؟
• مقوله موردنظر را جهت الگوبرداری شناسایی کنید.
• بهترین عملکرد را تشخیص دهید.
• اطلاعات موردنظر را گردآوری کنید.
• شکاف‌های موجود را تحلیل و تعیین کنید.
• عملکرد آینده را پیش‌بینی کنید.
• نتایج را اعلام کنید.
• اهداف موردنظر را تعیین کنید.
• یک برنامه کاری را مشخص و آن را توسعه دهید.
• برنامه را اجرا کنید.
• نتایج را کنترل و الگوها را دوباره بسنجید.

همچنین بخوانید  نقش دیجیتال مارکتینگ برای یک استارتاپ موفق

مزایای الگوبرداری
• ایجاد مسیر و انگیزه جهت بهبود و پیشرفت
• ترفیع آگاهی‌های رقابتی
• قرار گرفتن در موقعیت خلاقیت
• تشخیص بهترین عملکرد
• ایجاد ارتباط بین روش‌های عملیاتی با بینش و استراتژی سازمان
• بحث و بررسی درباره موقعیت‌های فعلی
انتهای مطلب/

Share This