قیمت‌گذاری یکی از مهم‌ترین عناصر آمیخته بازاریابی است، به نحوی که تنها آمیخته‌ای است که موجب بازگشت سرمایه سازمان می‌شود. سایر عناصر آمیخته بازاریابی هزینه متغیر سازمان محسوب می‌شوند. تولید محصول، توزیع آن و تبلیغ و ترویج آن همگی ایجاد هزینه می‌نمایند. در صورتی که قیمت‌گذاری سایر عناصر آمیخته بازاریابی را حمایت می‌کند. قیمت‌گذاری باید رابطه عرضه و تقاضا را منعکس نماید. قیمت‌گذاری کم‌تر یا ‌بیش‌تر از ارزش محصول موجب از بین رفتن بخشی از فروش سازمان می‌شود.

عناصر قیمت‌گذاری

در قیمت‌گذاری موارد زیر باید لحاظ گردد:

  1. هزینه‌های ثابت و متغیر
  2. رقابت
  3. اهداف شرکت
  4. استراتژی‌های تثبیت موقعیت مطلوب
  5. مشتریان هدف و شرایطی که حاضر به پرداخت هستند

یک سازمان می‌تواند استراتژی‌های قیمت‌گذاری متعددی را اخذ نماید، استراتژی قیمت‌گذاری همواره باید به نحوی باشد که اهداف سازمان را به بهترین نحو مدنظر داشته باشد.

انواع استراتژی‌های قیمت‌گذاری:

استراتژی قیمت‌گذاری تعریف مثال
قیمت‌گذاری نفوذ در بازار در این حالت سازمان قیمتی پایین را انتخاب می‌کند تا فروش و سهم بازار را افزایش دهد. زمانی که سهم بازار مدنظر را به‌دست آورد، ممکن است قیمت را افزایش دهد. یک شرکت شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای قیمت‌گذاری را پایین انتخاب می‌نماید تا کاربران آن‌ها افزایش یابد؛ پس به‌دست آوردن مشتریان ثابت، قیمت را افزایش می‌دهد.
قیمت‌گذاری مرحله ای سازمان در ابتدا قیمت بالایی را انتخاب می‌نماید؛ سپس قیمت را تدریجاً کاهش می‌دهد تا محصول را در سطح گسترده‌تری از بازار توزیع نماید. هدف این است که سود حاصل از تمام لایه‌های بازار مرحله به مرحله به‌دست آید. یک شرکت کنسول بازی قیمت‌ها را طی ۵ سال کاهش می‌دهد، در ابتدا قیمت بالا انتخاب می‌نماید و طی ۵ سال قیمت را کاهش می‌دهد تا در پایان چرخه عمر محصول اکثر لایه‌های بازار خرید را انجام دهند.
قیمت‌گذاری رقابتی تعیین قیمت در مقایسه با قیمت سایر رقبا. در این حالت شرکت سه گزینه پیش‌رو دارد؛ قیمت پایین‌تر، مشابه و یا بالاتر از رقبا. برخی شرکت‌ها قیمتی را برای خدمات خود انتخاب می‌نمایند که با قیمت سایر رقبا تناسب داشته باشد.
قیمت‌گذاری خط محصول قیمت‌گذاری در نقاط متفاوت قیمتی برای محصولات در یک طیف مشابه محصولی. یک شرکت تولید‌کننده DVD برای مدل‌های مختلف قیمت‌های متفاوت انتخاب می‌نماید. برای مثال A HD و غیرHDو…این مدل از قیمت‌گذاری به شرکت کمک می‌کند در سود و بازگشت سرمایه.
قیمت‌گذاری بسته‌ای سازمان گروهی از محصولات را در یک بسته قرار می‌دهد و با قیمتی پایین‌تر قیمت‌گذاری می‌کند. شیوه متداول این است که یک محصول خریده می‌شود و یک محصول دیگر نیز رایگان داده می‌شود. این استراتژی معمولاً در سوپرمارکت‌ها کاربرد دارد و اغلب استراتژیBOGOF نامیده می‌شود.
قیمت‌گذاری روانی فروشنده در این حالت بعد روانی قیمت را در نظر می‌گیرد و بر اساس جایگاه در بازار قیمت تعیین می‌شود. وقتی که فروشنده قیمت را به‌جای ۲۰۰ هزار تومان، ۱۹۹ هزار تومان انتخاب می‌نماید. در این حالت خریدار احساس می‎‌کند محصول را هنوز زیر ۲۰۰ هزار تومان خرید نموده است.
قیمت‌گذاری حد بالا قیمت بالا انتخاب می‌شود تا کیفیت بالای محصول را منعکس نماید. برای مثال شیوه قیمت‌گذاری اتومبیل پروشه.
قیمت‌گذاری انتخابی سازمان همراه محصول اصلی محصولات انتخابی دیگر به فروش می‌رساند. برای مثال هنگام فروش اتومبیل این شیوه کاربردی است.
قیمت‌گذاری بر اساس هزینه شرکت بر اساس هزینه تولید و توزیع ترکیب قیمت‌گذاری را تعیین می‌نماید به نحوی که سود مدنظر آن‌ها از فروش نهایی حاصل گردد. برای مثال وقتی شرکتی در صنعتی بی‌ثبات کار می‌کند که هزینه مرتباً تغییر می‌کنند، و قیمت ثابتی نمی‌توان داشت. لذا بر اساس تغییر هزینه‌ها قیمت را تغییر می‌دهد.
قیمت‌گذاری هزینه اضافه در این حالت شرکت درصدی را به عنوان حاشیه سود به هزینه‌های تولید اضافه می‌نماید تا قیمت نهایی به‌دست آید. برای مثال تولید محصولی ۱۰۰ هزار تومان هزینه دارد، ۲۰% به عنوان حاشیه سود اضافه می‌گردد و قیمت می‌شود ۱۲۰ هزار تومان.
همچنین بخوانید:  استراتژی قیمت‌گذاری بر اساس تقاضای بازار

انتهای مطلب/ لینک محتوا